تبلیغات
onlin - مطالب زهره رادیو اف تی پی

اشکال تصمیم گیری مجمع

چهارشنبه 13 تیر 1397 نویسنده: زهره رادیو اف تی پی |

تصمیمات می تواند دو نوع باشد:

-۱تصمیمات عادی که با تکلیف ماده ١٠۶ قانون تجارت سازگار است و حتی بدون تشکیل مجمع شرکا می توانند تصمیمات را به صورت صورتجلسه تهیه و

به امضای سایر شرکا برسانند و تعداد آرا به نسبت سهم الشرکه هر شریک خواهد بود.

-۲ تصمیمات فوق العاده که درباره شرکت با مسئولیت محدود الزامی شناخته نشده است ولی با توجه به ماده ١١١ و ١٠٩ که هیئت نظار را مجاز به تشکیل و دعوت مجمع عمومی فوق العاده نموده و خصوصا ماده ١١١ که تغییر در اساسنامه را با اکثریت عددی شرکا که لااقل سه ربع سرمایه را داشته باشند می داند پس چون این نسبت و اکثریت همان است که برای مجامع فوق العاده سهامی در نظر گرفته شده به نظر می رسد تشکیل مجمع عمومی فوق العاده برای این نوع شرکت نیز ضروری می باشد.

برای بار دوم چنانچه اکثریت مذکور تشکیل نگردد مجددا شرکا دعوت می شوند در این صورت تصمیمات به اکثریت عددی شرکا اتخاذ می شود. اما در مورد تصمیمات در مجمع فوق العاده باید گفته شود که با اکثریت عددی شرکا که لااقل ۴/٣ سرمایه را نیز دارا باشند(ماده ١١١ ق.ت.) و در تمام موارد مذکور تعداد آرای هر شریک به نسبت سهم الشرکه او می باشد.

   


صندوق تعاون که در سال 1369 تاسیس شده است، موسسه ای است اعتباری و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی که برای مدت نامحدود تشکیل شده است. عملیات صندوق تعاون ، سراسر کشور و مرکز اصلی آن در تهران است. سرمایه اولیه صندوق تعاون ، هشت میلیارد ریال است. صندوق تعاون که یک شخص حقوقی دولتی محسوب می شود، احتیاج به ثبت نداشته است.

موضوع و حدود عملیات صندوق تعاون به شرح ذیل است :
- تامین و تجهیز منایع مالی، از محل دریافت وجوه حاصل از بازپرداخت وام های اعطایی دولت به مراکز گسترش خدمات تولیدی و عمرانی و تعاونی های زیر نظر آن ها یا داوطلبان عضویت برای تشکیل تعاونی های مذکور که از وام های مربوط به اجرای طرح اشتغال بیکاران ، استفاده کرده اند.
- وصول چهار درصد از سود خالص سالانه شرکت ها و اتحادیه های تعاونی ( موضوع بند 2 ماده 25 قانون بخش تعاونی ) ؛
- دادن وام مورد نیاز طرح لشتغال بیکاران به مراکز گسترش خدمات تولیدی و عمرانی و تعاونی ها و داوطلبان برای تشکیل تعاونی های مذکور و انجام فعالیت های اعتباری ؛

    انواع تسهیلات اعتباری صندوق تعاون

شرکت ها و اتحادیه های تعاونی می توانند در موارد ذیل از وام صندوق تعاون استفاده کنند :
1. تحقیقات و آموزش؛
2. تامین و پرداخت قسمتی از هزینه های مطالعاتی ، طراحی و مهندسی ؛
3. تاسیس، جایگزینی ، تکمیل ، تغییرات ، توسعه و راه اندازی طرح؛
4. خرید زمین ، ماشین آلات ، تاسیسات ، مصالح ساختمانی، لوازم و ابراز و مواد ، ساختمان ، واحدهای تولیدی ، مستحدثات و سهام ؛
5. تامین منابع مالی برای صادر کردن تولیدات شرکت ها و اتحادیه های تعاونی.
اعطای تسهیلات مالی و وام های متعدد، متنوع و هم زمان به یک تعاونی واجد شرایط، بلامانع است به شرط اینکه مجموع آن ها از حد نصاب های زیر تجاوز نکند :
درصد وام به کل هزینه سرمایه گذاری، برای شرکت ها و اتحادیه های تعاونی توزیعی، حداکثر پنجاه درصد، برای شرکت ها و اتحادیه های تعاونی تولیدی، حداکثر هفتاد و پنج درصد و برای طرح های ابتکاری و اختراعی تا نود درصد است. در موارد ضروری، در فعالیت های تولیدی تا هشتاد و پنج درصد هزینه سرمایه گذاری قابل پرداخت است.
مدت بازپرداخت وام ، حداکثر پنج سال است ؛ ولی اگر در این مدت مشخص شود که وام گیرنده به علل موجهی قادر نیست وام خود را در مدت تعیین شده بپردازد، مدیر عامل صندوق می تواند در شکل تقسیط وام ، تجدید نظر کند و مدت بازپرداخت را حداکثر تا یک سال دیگر افزایش دهد. صندوق برای وام پرداختی، کارمزد دریافت می کند؛ همچنین در مقابل پرداخت وام از وام گیرنده ، وثایق مطمئن و کافی اخذ می کند.
پرداخت وام به متقاضی، متناسب با پیشرفت کار و به تدریج صورت می گیرد . صندوق می تواند در چگونگی مصرف وام نظارت کند.
صندوق می تواند به منظور کمک به تحقق اهداف بخش تعاونی و به خصوص ایجاد زمینه مطلوب برای اشتغال بیکاران و ایثارگران، طبق دستورالعمل مربوط، مبادرت به پرداخت وام قرض الحسنه نماید.
صندوق می تواند در اجرای ماده 17 قانون بخش تعاونی ، با وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر ، از قبیل مشارکت ، مضاربه ، مزارعه ، مساقات ، اجاره ، اجاره به شرط تملیک ، بیع شرط، فروش اقساطی و صلح ، اقدام به کمک در تامین یا افزایش سرمایه شرکت های تعاونی کند. 

   


ثبت شرکت پیمانکاری برق

چهارشنبه 13 تیر 1397 نویسنده: زهره رادیو اف تی پی |

پیمانکاران به صورت شخصیت حقیقی و حقوقی فعالیت می کنند وبرای انجام فعالیت هایی مانند حمل ،اجرا،ساخت با افراد حقوقی یا حقیقی قرارداد می بندند .پیمانکاران در قالب شرکت فعالیت خود را انجام داده و از طریق بستن قرارداد و گرفتن مبلغی در قبال کاری ،ان کار را انجام می دهند .

نحوه ی فعالیت شرکت های پیمانکاری برق نیز به همین صورت می باشد ،این شرکتها که فعالیت خود را در قالب شرکت سهامی خاص ویا مسئولیت محدود انجام می دهند و در مناقصات شرکت می کنند و از این طریق می توانند از بانک ها وام گرفته و از تسهیلات ان استفاده کنند .

برای ثبت شرکت پیمانکاری برق در قالب سهامی خاص چه شرایطی نیاز است :
1-سرمایه ی اولیه برای ثبت شرکت یک میلیون ریال می باشد
2-تعداد اعضای شرکت 3نفر می باشد
3-در این نوع شرکت 35%سرمایه در ابتدا و به صورت نقدی پرداخت می شود

برای ثبت شرکت پیمانکاری در قالب سهامی خاص چه مدارکی نیاز است :
1- دو نسخه اساسنامه
2-دو نسخه اظهارنامه
3-دو نسخه صورت جلسه مجمع عمومی
4-دو نسخه صورت جلسه ی هیئت مدیران
5-پرداخت 35% در ابتدا به صورت نقدی و ارائه ی گواهی ان
6-کپی شناسنامه همه اعضا و بازرسین
7-در صورتی که موضوع فعالیت شرکت نیاز به گرفتن مجوز داشته باشد باید در این جهت اقدام شود
8-چنان چه سرمایه شرکت اموال غیر نقدی باشد باید سند مالکیت ارائه شود

برای ثبت شرکت پیمانکاری برق در قالب مسئولیت محدود چه شرایطی نیاز است:
1-امضا شرکتنامه توسط اعضا
2-تعدا اعضا حداقل دو نفر می باشد
3-گرفتن مجوز برای فعالیت در صورت نیاز
4-تنظیم اساسنامه شرکت
5-در این نوع شرکتها سرمایه ی غیر نقدی شرکت باید تقویم شود و کل سرمایه ی نقدی شرکت باید پرداخت شود

برای ثبت شرکت پیمانکاری در قالب مسئولیت محدود چه مدارکی نیاز است :
1-دو برگ اساسنامه ی شرکت
2-دو نسخه صورت جلسه مجمع عمومی موسس
3-دو برگ شرکت نامه
4-دو برگ شرکتنامه
5-دو برگ تقاضانامه
6-کپی برابر اصل شناسنامه
7-ارائه ی گواهی عدم سو پیشینه
8-در صورتیکه فعالیت شرکت نیاز به مجوز داشته باشد باید اقدام شود
9-چنان چه کارهای شرکت توسط وکیل انجام شود باید وکالتنامه ارائه شود

پیمانکاران حقوقی چهرایطی را باید دارا باشند :
الف)شرکت پیمانکاری باید در اداره ثبت شرکت ها به ثبت برسد
ب)شرکت نباید محکومیت کیفری داشته باشد
ج)باید در سازمان اسناد عضو باشد
د)مدیران و اعضا نباید در شرکتهای دیگر عضو باشند
نکته :
چنان چه شرکت های پیمانکاری بخواهند در مناقصات شرکت کنند باید گواهی نامه ی صلاحیت پیمانکاری داشته باشند 

   


ب) تصمیم گیری خارج از مجمع عمومی

هرگاه شرکت فاقد مجمع عمومی باشد، یعنی وقتی که کمتر از دوازده شریک دارد و شرکا برای آن هیئت نظار معین نکرده اند تا مجمع عمومی را منعقد کند، باید دید تصمیات راجع به شرکت چگونه اتخاذ می شود. قانون تجارت در این باره ترتیب خاصی پیش بینی نکرده، جز تعیین اکثریت(ماده 106) و اینکه هر شریک نسبت به سهمی که در شرکت دارد دارای رأی است(ماده 107) که در مورد آنها صحبت کردیم.

آنچه مسلم است این است که در این مورد نیز در شرکتنامه یا اساسنامه می توان مقررات خاصی پیش بینی کرد. در صورتی که پیش بینی خاصی نشده باشد، باید این گونه تلقی کرد که تصمیم گیری شرکا تابع تشریفات خاصی نیست.
به این ترتیب، رأی گیری می تواند حضوری یا غیابی و توسط نماینده یا اصولاً به صورت مکاتبه ای باشد؛ برای مثال مدیر می تواند تصمیماتی را که لازم است اتخاذ شود به صورت سؤال برای شرکا مطرح کند و شرکا با جوابهای آری یا خیر، رأی دهند. البته در این صورت، سؤالات باید صریح باشند و جواب دهنده نیز باید تصمیم خود را امضا کرده، اعاده دهد. همچین می تواند سؤالات را با نامه عادی یا سفارشی ارسال کند که البته بهتر است به طریق اخیر باشد تا بتوان به راحتی اثبات کرد که شرکا از تشکیل جلسه یا تصمیمی که باید اتخاذ می شد، آگاه بوده اند. در دعوتنامه باید مهلتی مناسب و معقول برای جواب دادن معین شود. پس از بررسی آرای کتبی ارسال شده، مدیر مراتب را صورت مجلس کرده، براساس رأی اکثریت عمل می کند.

البته لازم است قانون گذار در این مورد خاص، وضع قاعده کند؛ چه در غیر این صورت، عدم رعایت تشریفات ویژۀ دعوت و تشکیل جلسه، موجب بطلان تصمیمات و مذاکرات خواهد شد؛ حال آنکه در وضع فعلی قانون گذاری، جز آنچه در مواد 106 و 107 قانون تجارت در مورد اکثریت، تشکیل جلسه و حق رأی بیان شده، عدم رعایت تشریفات خاص دیگر، بطلان تصمیمات را به دنبال ندارد. ممکن است در چنین شرایطی، مدیران وسوسه شوند تصمیماتی اتخاذ کنند که اگر چه تحت شرایط منصفانه و معقول نیست، از نظر حقوقی بی اشکال است.

تصمیمات فوق العاده

آنچه در مورد تشریفات تصمیم گیری در مسائل عادی گفتیم در مورد تصمیمات فوق العاده نیز صادق است؛ یعنی طریق دعوت، طریق رأی گیری از شرکا و غیره.
در مورد تصمیمات فوق العاده باید گفت که این تصمیمات عمدتاً راجع به تغییر اساسنامه است. ماده 111 قانون تجارت مقرر می کند که تصمیمات راجع به تغییر اساسنامه باید با اکثریت عددی شرکا که لااقل سه ربع سرمایه را نیز داشته باشند، به عمل آید، مگر اینکه در اسانامه اکثریت دیگری مقرر شده باشد. مع ذلک، قانون گذار به این قاعده اکثریت دو استثنا وارد کرده است: اکثریت شرکا، نه می توانند تابعیت شرکت را تغییر دهند و نه می توانند شریک را مجبور به ازدیاد سهم الشرکه خود کنند، بلکه این تصمیمات حتماً باید به اتفاق آرای شرکا باشد(مواد 110 و 112 ق.ت). از این مقررات، نتایج زیر حاصل می شود:

    شرکا نمی توانند، با اکثریت آرا، مرکز اصلی شرکت را به یک کشور حارجی منتقل کنند؛ چه این امر به منزله تغییر تابعیت شرکت است که در مورد آن باید به اتفاق آرا تصمیم گیری شود(ماده 110 ق.ت).
    شرکا نمی توانند شریکی را وادار به افزایش آورده اش بکنند؛ چه این امر، تعهدات او را بیشتر می کند و تا خود او نیز به آن رضایت نداشته باشد ازدیاد تعهد او مؤثر نخواهد بود. به همین دلیل، شرکا نمی توانند شرکت با مسئولیت محدود را جز با توافق کلیه شرکا به شرکت تضامنی تبدیل کنند. برعکس، تبدیل شرکت با مسئولیت محدود به شرکت سهامی، با اکثریت آرای شرکا بلا اشکال است؛ زیرا میزان مسئولیت شریک در هر دو شرکت یکسان است. البته در صورت اخیر، شریک با مسئولیت محدود را نمی توان مجبور کرد سرمایه جدیدی به شرکت سهامی بیاورد.
    قانون گذار برای تصمیمات فوق العاده، اکثریت دوگانه پیش بینی کرده است: اکثریت عددی، یعنی نصف به علاوۀ یک شرکا، و اکثریت سرمایه ای، یعنی شرکای مزبور باید سه چهارم سرمایه شرکت را داشته باشند. منظور از اکثریت شرکا، اکثریتی نیست که در رأی گیری شرکت می کنند، بلکه اکثریتی است که شرکت را تشکیل می دهند. برای مثال، هرگاه شرکت از پنج نفر تشکیل شود، سه نفر آنان که سه ربع سرمایه را داشته باشند. باید در تصمیم گیری شرکت کنند تا تصمیم گیری مؤثر باشد و هرگاه این اکثریت حاصل نشود، تشکیل جلسه مجدد و دعوت از شرکا ـ آن طور که در ماده 106 قانون تجارت برای تصمیمات عادی پیش بینی شده است ـ موردی ندارد .
    قواعد راجع به تغییر اساسنامه جنبه نظم عموی ندارند و ماده 111قانون تجارت مقرر کرده است که اساسنامه می تواند خلاف قواعد مزبور را پیش کند. مع ذلک، نه در مورد تغییر تابعیت شرکت و نه در مورد ازدیاد تعهدات شرکا (ماده 112 ق.ت)، اساسنامه نمی تواند شرطی خلاف مقررات قانون داشته باشد.

   


تصمیمات عادی

تصمیمات عادی شرکت ممکن است راجع به موضاعات مختلف باشد: اعطای اختیار به مدیر برای انجام دادن پاره ای از امور، انتخاب مدیر جدید، تصویب ترازنامه شرکت، و تصمیم راجع به تقسیم سود. این تصمیمات وقتی صحیح خواهد بود که طی تشریفات خاصی اتخاذ شده باشد.

تصمیمات شرکت به صورت شورایی اتخاذ می شود. ماده 109 قانون تجارت مقرر کرده است: « هر شرکت با مسئولیت محدود که عده شرکای آن بیش از دوازده نفر باشد باید دارای هیئت نظارت بوده و هیئت مزبور لااقل سالی یک مرتبه مجمع عمومی شرکا را تشکیل می دهد، در حالت اخیر، تصمیمات شرکت باید در مجمع عمومی اتخاذ شود. هرگاه شرکت دوازده نفر یا کمتر از دوازده نفر شریک داشته باشد، تشکیل مجمع عمومی الزامی نیست. در صورت اخیر باید دید تصمیم گیری شرکا چه صورتی می تواند داشته باشد.

الف) تصمیم گیری در مجمع عمومی

همان طور که گفتیم، هرگاه شرکت دارای مجمع عمومی باشد، تصمیم گیری باید توسط مجمع انجام گیرد. ماده 109 قانون تجارت مقرر کرده است که مجمع باید لااقل سالی یک بار تشکیل شود. مفهوم این ماده این است که مجمع می تواند بیش از یک بار در سال تشکیل گردد.عمده صلاحیت مجمع عمومی در رسیدگی به حسابهای سالانه شرکت و تصویب آنهاست.

قسمت اخیر ماده 109 قانون تجارت مقرر کرده است که دعوت به انعقاد مجمع عمومی، از طرف هیئت نظار به عمل می آید؛ ولی این امر در صلاحیت انحصاری هیئت نظار نیست، بلکه هرگاه مدیر به این امر مبادرت نکند، هیئت نظاربه آن اقدام خواهد کرد.

قانون گذار راجع به محل انعقاد مجمع عمومی، قاعده ای وضع نکرده است. بنابراین، اساسنامه می تواند محل انعقاد مجمع را معین کند و در صورتی که اساسنامه قیدی در این باره نداشته باشد، مدیر مجاز است محل انعقاد مجمع را ضمن دعوت از اعضای مجمع، معین کند. معمولاً مجمع در مرکز اصلی شرکت تشکیل می شود؛ اما مدیر اجباری به رعایت این رویه ندارد.

قانون تجارت معین نکرده است که اگر هیئت نظار یا مدیر اقدام به دعوت از مجمع عمومی نکرد، یکی از شرکا می تواند به این دعوت مبادرت کند یا خیر؛ اما مسلم است که با عدم منع قانون گذار، اساسنامه یا شرکتنامه می تواند برای هر یک از شرکا چنین حقی را قائل شود. در صورتی که اساسنامه یا شرکتنامه قیدی در این باره نداشته باشد، باید این گونه تلقی کرد که این از تصمیماتی است که به ماده 106 قانون تجارت مربوط می شود و بنابراین، اکثریت آرای مندرج در ماده مزبور در مورد دعوت از مجمع عمومی ضروری است و شرکا به تنهایی حق چنین دعوتی را ندارند. در حقوق فرانسه، در چنین فرضی، هر شریک می تواند به دادگاه مراجعه کرده، تقاضا کند که مجمع مزبور یک «نماینده قضایی» تعیین کند تا او از مجمع عمومی دعوت به عمل آورد. در قانون ما چنین حقی برای شریک وجود ندارد. تنها حقی که شریک در نظارت بر شرکت دارد، حق مذکور در ماده 170 قانون تجارت است که مطابق ماده 109 شامل شرکت با مسئولیت محدود هم می شود. به موجب این ماده، هر شریک می تواند شخصاً یا توسط نماینده اش تا پانزده روز قبل از انعقاد مجمع عمومی در مرکز اصلی شرکت خاضر شده، از بیلان و صورت دارایی و گزارش هیئت نظار اطلاع حاصل کند.

قانون تجارت همچنین معین نمی کند که چه مطالبی باید در دعوتنامه ای که برای اعضای مجمع عمومی ارسال می شود، قید گردد. بدیهی است که در این دعوتنامه باید زمان انعقاد، محل انعقاد و دستور جلسه مجمع معین شود. زمان تشکیل جلسه باید به گونه ای تعیین شود که فرصت کافی برای تهیه مقدمات آن وجود داشته باشد. هرگاه انجام یافتن دعوت به وسیله تلفن به نتیجه برسد، مدیر می تواند از کلیه تشریفات مزبور صرف نظر کند؛ چه عدم رعایت این تشریفات موجب بطلان تصمیم مجمع عمومی نخواهد شد.

قانون تجارت شرایط شکلی مشورت اعضا را معین نکرده است؛ ولی چنانچه در دعوت نامه، دستور جلسه معین شده باشد، جز در مورد آن نمی توان شور و تصمیم گیری کرد. برعکس، ماده 107 قانون اخیر مقرر می کند: «هر یک از شرکا به نسبت سهمی که در شرکت دارد، دارای رأی خواهد بود، مگر اینکه اساسنامه ترتیب دیگر مقرر داشته باشد». بدین ترتیب، دخالت هر شریک با میزان سهم او در شرکت ارتباط تنگاتنگ دارد. البته این قاعده، جنبه نظم عمومی ندارد و شرکا می توانند خلاف آن را در اساسنامه پیش بینی کنند.

تصمیمات مجمع با رعایت ماده 106 قانون تجارت دارای اعتبار خواهد بود. بدین ترتیب، تصمیمات باید به اکثریت لااقل دارندگان نصف سرمایه اتخاذ شود. اگر بار اول این اکثریت حاصل نشد باید تمام شرکا مجدداً دعوت شوند. در این صورت، تصمیمات با اکثریت عددی شرکا اتخاذ می شود، ولو آنکه اکثریت مزبور دارای نصف سرمایه نباشد. مع ذلک اساسنامه می تواند ترتیب دیگری مقرر کند.

   


به طور کلی در قوانین ایرانی و به خصوص قوانین راجع به مجازات عمومی و اسلامی(اعم از قوانین سال ۱۳۰۴، ۱۳۵۲، ۱۳۶۱) مواد صریحی از مسئولیت
جزایی اشخاص حقوقی نمی توان دید اما جا به جا و در برخی موارد قانون گذار با مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی برخورد کرده و حتی گاهی به صراحت آن را عنوان نموده است به عنوان مثال می توان موارد زیر را ذکر کرد.

۱٫ماده واحده مربوط به ضبط اموال متعلق به احزابی که منحل می شوند مقرر می دارد: «اموال متعلق به هر حزبق و هر دسته یا جمعیت یا شبه جمعیتی که به هر نحوی از انحاء مشمول مواد ۱ و ۲و ۳و ۵ قانون مصوب خرداد ماه۱۳۱۰ بوده و از طرف دولت به استناد اصل ۲۱ قانون اساسی منحل می شود ضبط می گردد». همان طور که قبلاً عنوان کردیم ضبط اموال می تواند به عنوان مجازات در مورد اشخاص حقوقی به کار رود

۲٫ قانون مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب ۲۹/۳/۱۳۳۴ در ماده ۴ خود شخص حقوقی را مورد توجه قرار داده و اعلام می دارد: «هر مؤسسه پزشکی و دارویی که امور فنی آن به اتکای پروانۀ اشخاص ذی صلاحیت توسط افراد فاقد صلاحیت اداره شود از طرف وزارت بهداری تعطیل می گردد…» در اینجا قانون تعطیل مؤسسه را به عنوان ضمانت اجرای تخلف شخص حقوقی قبول کرده است.

۳٫قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۲ اردیبهشت ماه۱۳۳۹ نیز در ماده ۱۵ خود به اشخاص حقوقی اشاره دارد، طبق این ماده:« هر موسسه ای که وسیله برای ارتکاب جرم گردد از قبیل مؤسساتی که در آنها فروش اجناس قاچاق یا مواد مخدر یا سمیات غیر از آنچه برای احتیاجات طبی یا کشاورزی است به عمل می آید یا موسساتی که موجب تسهیل وسایل برای اعمال منافی عفت هستند به دستور دادگاه که در ضمن آنکه حکم به مجازات داده می شود بسته خواهد شد.

بعد از قطعیت حکم بستن مؤسسه محکوم یا اشخاصی که محل از طرف محکوم به آنها به هر نحو واگذار گردیده است نمی توانند در آنجا به بازرگانی یا صنعت قبلی اشتغال ورزند تخلف از این حکم موجب محکومیت به جزای نقدی از ده هزار ریال تا صد هزار ریال و بستن مجدد مؤسسه خواهد بود».

۴٫ طبق ماده اول قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی«دارندگان وسیله نقلیه موتوری زمینی و انواع یدک و تریلر متصل به وسایل مزبور و قطارهای راه آهن، اعم از اینکه اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند، مسئول خسارات بدنی و مالی هستند که در اثر حوادث وسایل نقلیه مزبور و یا محصولات آنها به اشخاص ثالث وارد شود…

۵٫موارد دیگری از مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی را نیز می توان در قوانین و آیین نامه ها دید.

۶٫در قوانین جزایی پس از انقلاب مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی به صراحت مشخص نشده و صرفاً در برخی از موارد به مسئولیت مدیران این اشخاص توجه گردیده است به عنوان مثال در قانون نظام صنفی مصوب تیر ماه۱۳۵۹ مصوبه شورای انقلاب می توان به این مسأله برخورد کرد مثلاً ماده۷۳ این قانون مقرر می دارد:« هرشخص حقیقی یا حقوقی که کالاها یا مصنوعات یا فرآورده های خود را از نرخ مقرر گران تر بفروشد یا اجرت و یا دستمزد خدمات را زاید بر میزان مقرر دریافت دارد و یا ظاهراً با نرخ مقرر و معمومل معامله کرده ولی باطناً وجه بیشتری دریافت نماید و یا … به پرداخت جزای نقدی از ده هزار ریال تا پانصد هزار ریال یا به حبس جنحه ای از شش ماه تا یک سال و یا به هر دو مجازات محکوم می شود» و منطبق با ماده ۷۶ این قانون در کلیه مواردی که به موجب این قانون مسئولیت متوجه اشخاص حقوقی باشد مدیرعامل یا مدیر مسئول شخصیت حقوقی که دستور داده است مرتکب محسوب و کیفر درباره آنان اجرا خواهد شد.

مورد دیگر می توان به تبصره۲ بند ۹ ماده ۴۷ قانون تعزیرات اشاره کرد طبق این تبصره: «در مورد جرایم مذکور در ماده قبل و این ماده که وسیله اشخاص حقوقی انجام می شود هر یک از مدیران و مسئولان که دستور دهنده باشند، برحسب مورد به مجازات های مقرر محکوم می شوند.

به طور کلی از بررسی قوانین و آیین نامه های یاد شده می توان گفت که تعقیب و مجازات شخص حقوقی امکان دارد اما نه به طریقی که چون شخص حقیقی بتوان اعمال مجازات کرد بلکه توسط مدیران و مسئولان(که در حقیقت شخص حقیقی و نماینده شخص حقوقی هستند) می توان اشخاص حقوقی را کیفر داد

مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی در قوانین ایران

به طور کلی در قوانین ایرانی و به خصوص قوانین راجع به مجازات عمومی و اسلامی(اعم از قوانین سال ۱۳۰۴، ۱۳۵۲، ۱۳۶۱) مواد صریحی از مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی نمی توان دید اما جا به جا و در برخی موارد قانون گذار با مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی برخورد کرده و حتی گاهی به صراحت آن را عنوان نموده است به عنوان مثال می توان موارد زیر را ذکر کرد.

۱٫ماده واحده مربوط به ضبط اموال متعلق به احزابی که منحل می شوند مقرر می دارد: «اموال متعلق به هر حزبق و هر دسته یا جمعیت یا شبه جمعیتی که به هر نحوی از انحاء مشمول مواد ۱ و ۲و ۳و ۵ قانون مصوب خرداد ماه۱۳۱۰ بوده و از طرف دولت به استناد اصل ۲۱ قانون اساسی منحل می شود ضبط می گردد». همان طور که قبلاً عنوان کردیم ضبط اموال می تواند به عنوان مجازات در مورد اشخاص حقوقی به کار رود.

۲٫قانون مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب ۲۹/۳/۱۳۳۴ در ماده ۴ خود شخص حقوقی را مورد توجه قرار داده و اعلام می دارد: «هر مؤسسه پزشکی و دارویی که امور فنی آن به اتکای پروانۀ اشخاص ذی صلاحیت توسط افراد فاقد صلاحیت اداره شود از طرف وزارت بهداری تعطیل می گردد…» در اینجا قانون تعطیل مؤسسه را به عنوان ضمانت اجرای تخلف شخص حقوقی قبول کرده است.

۳٫قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۲ اردیبهشت ماه۱۳۳۹ نیز در ماده ۱۵ خود به اشخاص حقوقی اشاره دارد، طبق این ماده:« هر موسسه ای که وسیله برای ارتکاب جرم گردد از قبیل مؤسساتی که در آنها فروش اجناس قاچاق یا مواد مخدر یا سمیات غیر از آنچه برای احتیاجات طبی یا کشاورزی است به عمل می آید یا موسساتی که موجب تسهیل وسایل برای اعمال منافی عفت هستند به دستور دادگاه که در ضمن آنکه حکم به مجازات داده می شود بسته خواهد شد. بعد از قطعیت حکم بستن مؤسسه محکوم یا اشخاصی که محل از طرف محکوم به آنها به هر نحو واگذار گردیده است نمی توانند در آنجا به بازرگانی یا صنعت قبلی اشتغال ورزند تخلف از این حکم موجب محکومیت به جزای نقدی از ده هزار ریال تا صد هزار ریال و بستن مجدد مؤسسه خواهد بود».

۴٫طبق ماده اول قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی«دارندگان وسیله نقلیه موتوری زمینی و انواع یدک و تریلر متصل به وسایل مزبور و قطارهای راه آهن، اعم از اینکه اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند، مسئول خسارات بدنی و مالی هستند که در اثر حوادث وسایل نقلیه مزبور و یا محصولات آنها به اشخاص ثالث وارد شود.

۵٫ موارد دیگری از مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی را نیز می توان در قوانین و آیین نامه ها دید.

۶٫ در قوانین جزایی پس از انقلاب مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی به صراحت مشخص نشده و صرفاً در برخی از موارد به مسئولیت مدیران این اشخاص توجه گردیده است به عنوان مثال در قانون نظام صنفی مصوب تیر ماه۱۳۵۹ مصوبه شورای انقلاب می توان به این مسأله برخورد کرد مثلاً ماده۷۳ این قانون مقرر می دارد:« هرشخص حقیقی یا حقوقی که کالاها یا مصنوعات یا فرآورده های خود را از نرخ مقرر گران تر بفروشد یا اجرت و یا دستمزد خدمات را زاید بر میزان مقرر دریافت دارد و یا ظاهراً با نرخ مقرر و معمومل معامله کرده ولی باطناً وجه بیشتری دریافت نماید و یا … به پرداخت جزای نقدی از ده هزار ریال تا پانصد هزار ریال یا به حبس جنحه ای از شش ماه تا یک سال و یا به هر دو مجازات محکوم می شود» و منطبق با ماده ۷۶ این قانون در کلیه مواردی که به موجب این قانون مسئولیت متوجه اشخاص حقوقی باشد مدیرعامل یا مدیر مسئول شخصیت حقوقی که دستور داده است مرتکب محسوب و کیفر درباره آنان اجرا خواهد شد.

مورد دیگر می توان به تبصره۲ بند ۹ ماده ۴۷ قانون تعزیرات اشاره کرد طبق این تبصره: «در مورد جرایم مذکور در ماده قبل و این ماده که وسیله اشخاص حقوقی انجام می شود هر یک از مدیران و مسئولان که دستور دهنده باشند، برحسب مورد به مجازات های مقرر محکوم می شوند.

به طور کلی از بررسی قوانین و آیین نامه های یاد شده می توان گفت که تعقیب و مجازات شخص حقوقی امکان دارد اما نه به طریقی که چون شخص حقیقی بتوان اعمال مجازات کرد بلکه توسط مدیران و مسئولان(که در حقیقت شخص حقیقی و نماینده شخص حقوقی هستند) می توان اشخاص حقوقی را کیفر داد

   


 شرکت تعاونی شرکتی است از اشخاص حقیقی یا حقوقی که به منظور رفع نیازمندی های مشترک و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آنان ، موافق اصولی که در قانون شرکت های تعاونی مصوب 9 / 4/ 1352 مصرح است ، تشکیل می شود.

قانون اساسی تعاونی ها را به تولیدی و توزیعی تقسیم می کند و شرکت های تعاونی برای تامین منافع مادی و بهبود وضع اجتماعی اعضا و بر اساس توحید مساعی و همکاری آن ها تشکیل می شود.
در رابطه با شرکت تعاونی، توجه به نکات ذیل حائز اهمیت است :
- نوع فعالیت : فعالیت شرکت تعاونی در امور مربوط به تولید و توزیع است. این امر را قانون اساسی با بیان اینکه بخش تعاونی شامل شرکت ها و موسسات تعاونی تولید و توزیع است، مقرر می دارد.
- هدف و منظور :
اهداف این شرکت ها مطابق قانون  به این شرح می باشد :
1- ایجاد و تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل
2- قرار دادن وسائل کار در اختیار کسانی که قادر به کارند ولی وسائل کار ندارند.
3- پیشگیری از تمرکز و تداول و ثروت در دست افراد و گروه های خاص جهت تحقق عدالت اجتماعی
4- جلوگیری از کارفرمای مطلق شدن دولت
5- قرار گرفتن مدیریت و سرمایه و منابع در اختیار نیروی کار و تشویق بهره برداری مستقیم از حاصل کار خود .
6- پیشگیری از انحصار ، احتکار ، تورم ، اضرار به غیر
7- توسعه و تحکیم مشارکت و تعاون عمومی بین همه مردم
لازم است یادآوری شود که قرار دادن وسایل کار در اختیار کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، پیشگیری از تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص، جهت تحقق عدالت اجتماعی، قرار گرفتن مدیریت و سرمایه و منافع در اختیار نیروی کار و تشویق بهره برداری مستقیم از حاصل کار خود ، پیشگیری از انحصار ، تورم و احتکار از جمله این اهداف است.
اهداف مذکور غایت قصوای شرکت تعاونی است و اصولاَ تحقق بخشیدن به آن ها علت غایی تشکیل تعاونی است ؛ لذا اهتمام شرکت تعاونی برای نیل به آن ها به سبب جهتی که برای فعالیت های آن تعیین شده کاملاَ ضروری است تا جایی که می توان آن را در ردیف قضایای موجهه قرار داد.
اما منظور شرکت تعاونی حمایت از منافع مادی اعضا، بهتر کردن وضع کار و شغل ، تحصیل رزق و انتظام امور معاش و معیشت آنان و به طور کلی بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی است. فی الواقع اهداف و منظور فوق خصوصیاتی است که شرکت تعاونی را از شرکت تجاری منفک و متمایز می سازد ، زیرا در شرکت تجاری سودآوری به معنای خاص آن، یعنی کسب پول مطرح و منظور است و در نتیجه فقط وضع مادی صاحبان سرمایه مطمح نظر می باشد ؛ در صورتی که در شرکت تعاونی وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا هر دو مطلب است.
شایان ذکر است ، طریق فعالیت در شرکت تعاونی، اعم از اینکه تولیدی یا توزیعی باشد، از طریق همکاری اعضا صورت می گیرد و مبتنی بر کمک متقابل و اشتراک مساعی آنان با یکدیگر است و شرکت تعاونی در نیل به منظور خود که همانا رفع نیازمندی های مشترک شغلی و معیشتی و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضاست ، بر خودیاری و همیاری آن ها تکیه دارد. معنای تعاون نیز همین است و توفیق امری که به طریقه تعاون انجام می گیرد، جز با توسل به طرق مذکور ممکن نیست.
تشکیل شرکت تعاونی و همچنین فعالیت آن، از آغاز تا انجام ، باید مطابق مقررات قانون بخش تعاونی مصوب 1370 و اصلاحیه های مصوب 1377 آن و سایر اصول و مقررات مربوط صورت گیرد. شرکت تعاونی بدون رعایت قوانین و مقررات مذکور نمی تواند تشکیل و به ثبت داده شود و فعالیت کند؛ زیرا طبق قانون ، وزارت تعاون که نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات تعاونی را عهده دار است ، اولاَ اقدامات اولیه مربوط به تاسیس شرکت های تعاونی را تحت نظارت و کنترل دارد و وقتی موافقتنامه تشکیل آن ها را صادر می کند که در انجام مقدمات لازم ، مقررات مربوط رعایت شده باشد؛ ثانیاَ موظف است که با خودداری از صدور مجوز ثبت از ثبت ، شرکت هایی که در مراحل تشکیل آن ها مقررات مذکور رعایت نشده باشد، ممانعت کند، از فعالیت شرکت هایی که به هر نحو از عنوان تعاونی سوء استفاده می کنند، جلوگیری کند و از تعاونی هایی که برخلاف قانون و مقررات بخش تعاونی و اساسنامه خود عمل می کنند، سلب مزایا کند.
هر شرکت تعاونی یک شخص حقوقی محسوب شده و دارای شخصیت حقوقی است.

   


چهار نوع شرکت وجود دارد که شامل :

1-شرکت های تجاری 
شرکت های تجاری که هفت بخش می شوند و شامل :
1-شرکت های سهامی که شامل شرکت سهامی خاص و عام می شود
2-شرکت با مسئولیت محدود
3-شرکت تضامنی
4-شرکت مختلط سهامی
5- شرکت مختلط غیر سهامی
6-شرکت تعاونی
7-شرکت نسبی
شرکت های تجاری به گروه های زیر تقسیم می شوند :
الف )شرکت های تضامنی و شرکت نسبی که در گروه شرکت های اشخاص قرار می گیرد
ب)شرکت های سهامی عام ،شرکت با مسئولیت محدود و شرکت سهامی خاص که در گروه شرکت های سرمایه قرار می گیرد
ج)شرکت های مختلط غیر سهامی و شرکت مختلط سهامی که در گروه شرکت های مختلط قرار می گیرد

2-شرکت های تعاونی :
شرکت های تعاونی که شامل تعاونی سهامی عام ،تعاونی مصرف،تعاونی تولیدی می باشد .
شرکت های تعاونی که تشکیل شده از اشخاص حقیقی و حقوقی که برای هدف مشخص کرده هم امده اند وفعالیت انها در جهت سامان بخشیدن به وضع اقتصادی و اجتماعی جامعه می باشد .در این نوع شرکت ها که افراد از طریق کمک به یکدیگر و همکاری با هم به فعالیت خود ادامه می دهند .

3-شرکت های مدنی :در این نوع شرکتها که بین دو یا چند نفر قرار داد بسته می شود .افراد در این نوع از شرکت ها برای اداره ی یک مال یا اموال مشترک با یکدیگر همکاری می کنند و از سود و زیان ان بهره می برند مانند وراث که مالی به طور مشترک به انها می رسد و انها با یکدیگر ان را اداره می کنند .

4- شرکت های دولتی :
در این نوع شرکتها که 50% سرمایه متعلق به دولت می باشد .چنان چه شرکتی 50% از سرمایه ی ان متعلق به دولت باشد مادامی که این گونه است ان شرکت دولتی شناخته می شود .شرکتهای دولتی که در بعضی مواقع از مصادره ی شرکتهای خصوصی و یا این که یک شرکت خصوصی به درستی کار خود را انجام نداده باشد بوجود می اید .
*اداره ی شرکت های تعاونی طبق قوانین مربوط به شرکتهای تعاونی اداره می شوند و در بعضی موارد نیز از قوانین مدنی و قانون تجارت پیروی می کنند .
*اداره ی شرکتهای تجاری که از طریق قوانین مربوط به تجارت انجام می شود ودر بعضی مواقع از قوانین مدنی نیز پیروی می کنند .
*اداره ی شرکت های مدنی که در قانون مدنی امده است و در صورت نیاز در بعضی مواقع از سایر قوانین نیز پیروی می کند .
*اداره ی شرکت های دولتی که از طریق قوانین موجود در اساسنامه ی خود انها انجام می شود .

   


شرکت با مسئولیت محدود در حقوق ایران اولین بار با تصویب قانون تجارت مصوب 1311 وارد قانون گذاری شد و در اولین قانون تجارت ایران مصوب 25 دلو 1303 و 12 فروردین1304 پیش بینی نشده بود. از تاریخ تصویب این شرکت در حقوق ایران، با وجود استفاده عملی فراوان از این نوع شرکت و به رغم نقص قانون ما در رابطه با آن، قواعد راجع به آن هیچ گونه تحول و تغییری نیافته است.

در خارج از ایران، شرکت با مسئولیت محدود در اواخر قرن گذشته و به ویژه در اوایل قرن حاضر، وارد قانون گذاری اغلب کشورهای غربی شد. اولین قانونی که از این نوع شرکت به نحو نسبتاً گسترده ای یاد کرده است قانون 29 اوت 1892 آلمان است؛ کشوری که در آن، این نوع شرکت مورد استقبال نجار قرار گرفت و قانون گذاری آن از بهترین قانون گذاری های زمان خود بود. این شرکت که در آلمان مختصراً G.M.B.H. نامیده می شود، شرکتی است بین شرکت های اشخاص و شرکتهای سرمایه؛ به شرکتهای سرمایه نزدیک است، به این دلیل که در آن، مسئولیت شرکا محدود به آورده آنهاست و به شرکتهای اشخاص و شرکتهای سرمایه؛ به شرکتهای سرمایه نزدیک است، به این دلیل که در آن، مسئولیت شرکا محدود به آورده آنهاست و به شرکت های اشخاص دلیل که در آن، مسئولیت شرکا محدود به آورده آنهاست و به شرکتهای اشخاص شبیه است؛ زیرا تشریفات تشکیل و شرایط حاکم بر طرز کار آن (برای مثال نسبت شبیه است؛ زیرا تشریفات تشکیل و شرایط حاکم بر طرز کار آن(برای مثال نسبت به شرکتهای سهامی) ساده تر است. به همین دلیل، از این شرکت برای تشکیل شرکتهای خانوادگی یا شرکتهای مهندسی و کارتلها استفاده شده است.

روش قانو گذاری آلمان در کشورهایی چون پرتغال(قانون 11 آوریل 1901)، اتریش (قانون 6 مارس 1906)، لهستان(تصویبنامه 8فوریه 1919، اصلاحی 13 نوامبر 1923)، چکسلواکی سابق(قانون 10 آوریل 1920)، اتحاد جماهیر شوروی سابق(قانون 1922) وبلغارستان (قانون 4 مه 1924) دنبال شده است. در فرانسه، شرکت با مسئولیت محدود، با پیوستن مجدد استانهای آلزاس و لورن، بعد از جنگ جهانی اول، وارد قانون گذاری این کشور شد. در واقع در این زمان، در این دو استان آلمانی زبان، تعداد زیادی شرکتهای با مسئولیت محدود وجود داشت که براساس قوانین 1892 و 1898 آلمان ایجاد شده بود.

به دلیل موفقیت این شرکتها در این منطقه، اهالی این دو استان به ادامه کار این شرکتها دلبستگی زیادی نشان می دادند. فکر ایجاد وحدت در قانون گذاری فرانسه و تقاضای مصرانه قبلی بعضی از اتاق های بازرگانی فرانسوی، موجب شد که قانون گذار فرانسه به موجب قانون 7 مارس 1925 مقررات حاکم بر این شرکت را وضع کند. البته این قانون، از قانون 24 ژوییه 1867 فرانسه و قوانین قبل از آن که در آنها چندین ماده به شرکتهای سهامی اختصاص پیدا کرده بود، شرایط سهل تری را پیش بینی می کرد؛ از جمله اینکه دیگر لازم نبود برای تأسیس این نوع شرکت، مجوز خاص دولتی اخذ شود.

موفقیت این شکل خاص شرکت در فرانسه، کشورهای دیگری را نیز به فکر وارد کردن آن به قانون گذاری خود کرد؛ کشورهایی چون بلژیک(قانون 9 ژوییه 1935)، لوکزامبورگ(قانون 18 سپتامبر( 1933مراکش) (قانون اول سپتامبر 1936) و سویس (قانون اول ژوییه 1937، مواد 772 لغایت 827 قانون تعهدات). کشور ایتالیا نیز شرکت با مسئولیت محدود را ضمن قانون مورخ 1942 خود پیش بینی کرده است(مواد 2472 تا 2497). اسپانیا شرکت با مسئولیت محدود را در قانون 17 ژوییه 1953 خود آورده که با قانون ژوییه 1989 اصلاح شده است.

کشور انگلستان شرکت با مسئولیت محدود را به رسمیت نمی شناسد؛ اما شرکتهای موسوم به "private companies" که شرکتهای کوچک سهامی هستند، عملکردی مشابه شرکت با مسئولیت محدود دارند.
در ایران نیز همان طور که گفتیم، شرکت با مسئولیت محدود در مواد 14 لغایت 114 قانون تجارت پیش بینی شده است. مقررات این مواد از قانون فرانسه اقتباس گردیده است. ظاهراً موفقیت این نوع شرکت در ایران نیز چشمگیر است. علت موفقیت آن هم این است که اولاً تشکیل متضمن تشریفات بسیار ساده ای است؛ از جمله اینکه تشکیل آن نیاز به وجود بیش از دو نفر شریک ندارد و ثانیاً مسئولیت شخصی شرکا را به دنبال ندارد. البته بانکها، مقررات ساده قانون را در عمل مخدوش می کنند و به اعتبار خود شرکت اعتقاد ندارند. به همین علت، در اغلب کشورها هنگام دادن تسهیلات به شرکتهای با مسئولیت محدود از مدیر یا شریک دارای اکثریت آرا، تضمین شخصی مطالبه می کنند که مبلغ آن بیش از مبلغ آورده او در شرکت است. این امر، هم در گذشته صادق بوده است و هم در حال حاضر.
مطالعه مواد قانون تجارت ایران نشان می‌دهد كه قانون گذار در تردید است كه شركت با مسئولیت محدود را جز شركت‌های اشخاص قرار دهد یا سرمایه؛ اما مطالعه ویژگی‌های این شركت و مواد راجع به شخصیت حقوقی آن، آشكار می‌ند كه این نوع شركت ساختار خاص خود را دارد و جزء دسته‌ای از شركتها قرار نمی‌گیرد.

   


فرق شرکت تجاری و حقوقی

چهارشنبه 13 تیر 1397 نویسنده: زهره رادیو اف تی پی |

شرکت های تجارتی برای امور تجارت تشکیل می شوند، از این جهت مزایا و اختلافاتی با سایر شرکت ها دارند که ذیلاً بیان می شود:

شرکت های تجارتی دارای شخصیت حقوقی هستند که به شخصیت شرکاء بستگی ندارد و شرکت به خودی خود قادر است امور تجارت را انجام دهد و دارای اموال و حقوقی باشد . ولی در سایر شرکت ها شخصیت حقوقی وجود ندارد و اموال شرکت مشاعاً متعلق به شرکاء است.

قانون ، شرکت های تجارتی را تحت نظم به خصوصی قرار داده و حتی نوع و شکل آنها را محدود به ۷ قسم نموده است و مقرراتی هم برای هر یک منظور داشته ولی شرکت های حقوقی تابع قصد و اراده شرکاء می باشند و به هر نحو که بخواهند به شرط این که به خلاف قانون مدنی نباشد می توانند شرکت تشکیل بدهند.

هر گاه شرکت تجارتی از عهده پرداخت دیون خود برنیاید مانند تجار مقررات ورشکستگی درباره آن اجرا می شود ولی در سایر شرکت ها این مقررات وجود ندارد بلکه هر شریکی نسبت به سهم خود مسئول پرداخت قروض شرکت است . از این جهت در صورت عدم توانایی برای تأدیه ، مقررات اعسار درباره او اجراء می شود.

شرکت های تجارتی مانند تجار دارای تکالیفی از قبیل الزام به داشتن دفاتر تجارتی و ثبت تجارتی و غیره هستند ولی سایر شرکت ها از این قسمت معاف اند.

   


سایتهای برتر

دوشنبه 11 تیر 1397 نویسنده: زهره رادیو اف تی پی |


adakit.ir

almasshoping.ir     aliabad-samacollege.ir    persianissimo.ir       rashtcemetery.ir    kafetakhfif.ir          axnew.ir

iranmicronet.ir    astaraonline.ir    atenas.ir    ghorvehtvto.ir     concrete-day.ir


greencard-pro.ir   varshahid.ir   fllowers313.ir         polyethylenes.ir     boran-barzan.ir        chemaztapeh.ir

*************************************************************************

mersada.ir


****************************************************************

***********************************************************************


      

*********************************************************************

*************************************************************************
***********************************************************************

 asrejavanan.ir  buyshimmer.ir femalehours.ir arbbatarh.ir buy-best.ir

 ******************************************************************

bahalbaxx.ir  iranwebbase.ir pnn24.ir rao-co.ir   sisx.ir

*******************************************************************

adote.ir asnafkaraj.ir b8b.ir gorganblog.ir buyslim-patch.ir downloadmovies.ir e-fakhteh-a.ir
 
**********************************************************************
 Ansar83.ir  lovelykids.ir  mazinet.ir   galaxy-kids.ir  gilanjobs.ir   b-gharargah.ir
Bia2prozhe.ir  newsresan.ir     Yeganehcloob.ir  zibar.ir  Castledl.ir ddfsb.ir  Deckcha.ir

 
 
 

   



۷ تفاوت رابطه سالم با رابطه سمی



رابطه سالم


همه در رابطه های شان مرتکب اشتباه می شوند

 

چند نشانه آشکار وجود دارد که یک رابطه برای شما خوب نیست, مثلا این که یک فرد کاملا سواستفاده گر است اما وقتی نوبت به تشخیص سمی بودن یک رابطه می رسد, اوضاع کمی مبهم تر می شود.

 

۱. پس از خراب کردن اوضاع، چگونه آن را درست می کنید؟

در یک رابطه ی سالم: وقتی قرار دیدارتان را به خاطر کار به بعد موکول می کنید، عذرخواهی می کنید، او نیز وقتی فراموش می کند زباله ها را ببرد، همین کار را می کند.

 

در یک رابطه ی سمی: یکی از شما حاضر است به سیبری نقل مکان کند اما نگوید "متاسفم”.

 

همه در رابطه های شان مرتکب اشتباه می شوند، اما مهم ترین چیز این است که بتوانید به اشتبا ه تان اعتراف کنید. یک دکتر روان شناس بالینی و مشاور ازدواج و خانواده به نام آن برنان مالک که گواهی خود را از شیکاگو گرفته و نویسنده ی کتاب ازدواج در زندگی مدرن: چرا خوب است، چه وقت خوب است، می گوید: "بعضی آدم ها با عذرخواهی کردن مشکل دارند چون عذرخواهی می تواند حس آسیب پذیری ایجاد کند”. هم چنین عذرخواهی باعث می شود به طور عمیق و مبهم احساس کنند نقصی دارند، بنابراین، ترجیح می دهند با تظاهر به این که هیچ اشتباهی نکرده اند، کلا از عذرخواهی اجتناب کنند. در یک رابطه ی سالم قادر هستید قدم پیش بگذارید، اعتراف کنید اشتباه کرده اید، و به این واقعیت اطمینان داشته باشید که همسرتان هم چنان عاشق تان است.

 

۲. درباره ی همسرتان روی چه چیزی تاکید دارید.

در یک رابطه ی سالم: بیش تر درمورد چیزهایی با هم صحبت می کنید که شما را از رابطه تان خرسند می کند، و کمی هم گلایه یا درخواست دارید تا چیزی ناخوشایندی را که به تدریج وارد زندگی تان شده اند، تغییر دهید(چون این کاملا طبیعی است).

 

در یک رابطه ی سمی: بیش تر تمایل دارید سرخوردگی های تان و اوضاع فعلی تان را با صدای بلند به یک دیگر ابراز کنید، تا این که درباره ی کارهای خوبی که هریک از شما انجام داده است صحبت کنید.

 

آن چه هر یک از شما روی آن تمرکز دارد در شکل دادن به یک رابطه ی سعادتمتد بسیار مهم است. جین گریر، دکتر مشاور ازدواج و روابط زناشویی، و مولف پس من چی؟ نگذارید خودخواهی در رابطه تان حاکم شود،می گوید: "در روابط سمی، زوج ها فقط درمورد چیزهایی صحبت می کنند که دلسردشان می کند، و اغلب این مسائل را با لحن انتقادی و نکوهشی منتقل می کنند.”

 

۳. هر چند وقت یک بار از تنبیه سکوت استفاده می کنید.

در یک رابطه ی سالم: حتی وقتی یکی از شما از طرف مقابل دلخور است، باز هم به احساسات او فکر می کنید و نمی خواهید از با بی توجهی رنجش غیرضروری ایجاد کنید.

 

در یک رابطه ی سمی: یک فرد بعد از دعوا کاملا به طرف مقابل بی اعتنایی می کند.

 

تنبیه سکوت، جدا از این که ترفندی است که بهتر است در دوره ی دبیرستان باقی بماند، نشانه ی دست کاری هیجانی است. مالک می گوید: "فردی که نادیده گرفته می شود نمی داند چه شده است، یا حتی با خودش فکر می کند آیا همسرتان هنوز به او علاقه دارد یا نه”. انزواطلبی، چه کلامی باشد چه این که بعد از دعوا یک روز تمام ناپدید شوید، روشی است که بی ثباتی هیجانی را در رابطه ایجاد می کند. آدم هایی که رابطه ی سالمی دارند، حتی برای رساندن منظورشان هم از تحمیل این نوع رنجش ها خودداری می کنند.

 

سمی بودن یک رابطه

نگذارید خودخواهی در رابطه تان حاکم شود

 

۴. آیا حقیقتا هر دوی شما قابل اتکا هستید؟

در یک رابطه ی سالم: وقتی همسرتان می گوید کاری را انجام خواهدداد، می دانید به حرف خود عمل می کند.

 

در یک رابطه ی سمی: هرگز کاملا مطمئن نیستید او به قول اش عمل می کند یا فقط حرف می زند.

 

این یکی فقط مربوط به احساس امنیت هیجانی است. گریر می گوید: "بنیان روابط سالم بر اعتماد، ثبات، و امنیت است”. در روابط سمی شما معمولا مجبور هستید با سطحی از اضطراب کنار بیایید چون هیچ وقت نمی دانید آیا همسرتان چه فیزیکی چه هیجانی، حضور خواهدداشت یا نه. وقتی او فعالانه کارهایی می کند که واقعا می خواهید آن را کنار بگذارد، مثلا، جزییات بسیار زیادی را از مسائل مالی تان برای خانواده تان برملا می کنند، این اضطراب تشدید می شود. اگر همیشه قول می دهد ۱۸۰ درجه تغییر کند اما در واقع هرگز آن را عملی نمی کند، در نهایت احساس می کنید نمی توانید به او اعتماد کنید.

 

۵. چند تا از دعواهای کوچک تبدیل به فوران عظیم خشم می شوند.

در یک رابطه ی سالم: می توانید بپذیرید یا نپذیرید که برکینگ بد بهترین برنامه ی تلویزیونی است.

 

در یک رابطه ی سمی: یک اختلاف نظر جزیی تبدیل به یک مشاجره ی شدید می شود.

 

مالک می گوید: "شاید برای آدم ها سخت باشد که درک کنند داشتن نظرات متفاوت به معنی غلط یا درست بودن یکی از آنها نیست.” هم چنین، این گرایش به دست دادن کنترل برای مسائل کوچک، ریشه در این واقعیت دارد که تلخی هیجانی نشانه ی بارز روابط سمی است. مالک می گوید: "من مکررا در روابط سمی شاهد رنجش و انتقاد عمیق هستم”. وقتی این دو با هم ترکیب می شوند، می توانند آدم ها را وادار کنند اختلاف های کوچک را بیش از حد جدی بگیرند.

 

۶. آیا هر یک از شما می تواند متکی به خود باشد.

در یک رابطه ی سالم: شما به طور مرتب با دوستان تان قرار سینما می گذارید، و همسرتان فعالیت های انفرادی خودش را دارد.

 

در یک رابطه ی سمی: شما دو نفر مثل چسب به هم چسبیده اید و نمی توانید از هم جدا شوید.

 

وابستگی ممکن است مانند خوشایند به نظر برسد، انگار اوضاع آن قدر خوب است که از جدایی های کوتاه نفرت دارید. در واقعیت، منشأ همیشه با هم بودن احتمالا صورتی از احساس ناامنی است. گریر می گوید: "ممکن است علت وابستگی این باشد که یک فرد می ترسد متکی به خود باشد، یا ناشی از کنترل باشد چون یک فرد همیشه انتظار دارد طرف مقابل همیشه با او باشد.” آدم هایی که روابط سالمی دارند می دانند پرداختن به سرگرمی ها، دوستی ها، و علایق خودشان پیوندشان را قوی تر می کند.

 

۷. تا چه حد می توانید صریح و بی پرده باشید؟

در یک رابطه ی سالم: هر دوی شما احساس می کنید می توانید تقریبا درمورد همه چیز گفت وگو کنید، حتی درمورد این که با همسر سابق تان برخورد کرده اید، یا وقتی با دوستان تان بوده اید کسی به شما پیشنهاد دوستی داده است.

 

در یک رابطه ی ناسالم: پی می برید که دارید چیزهای بی اهمیت و بی ضرر را از او پنهان می کنید، مثلا این که با دوستی صحبت کرده اید که همسرتان چندان از او خوش اش نمی آید.

 

وقتی همسرتان نسبت به مسائل بی اهمیت واکنش شدیدی نشان می دهد، ممکن است به طور غریزی در حضور او مراقب حرف ها و رفتارتان باشید، به نحوی که از نظر او، واقعا باملاحظه هستید. مالک می گوید: "این می تواند یک نشانه ی کوچک باشد که شما از رنجاندن همسرتان می ترسید.”

 

خوب، حالا که فهرست بالا را خوانده اید، اگر گمان می کنید رابطه تان در سالم ترین وضعیت نیست، چه باید بکنید؟ خوشبختانه، تشخیص وجود بعضی از این نشانه ها به این معنی نیست که باید به صورت خودکار به رابطه تان پایان دهید. مالک می گوید: "شما می توانید به مشاوره های فردی بروید و این مسائل را با یک مشاور درمیان بگذارید”. یک متخصص باید بتواند کمک تان کند راهی پیدا کنید تا توجه همسرتان را به این مسائل جلب کنید. مالک می گوید: "وقتی با او درباره ی این مسائل صحبت می کنید، باید علاوه بر تغییراتی که از می خواهید انجام دهد، چیزهایی را ذکر کنید که خودتان می خواهید تغییر دهید.” این نه تنها احساس مورد هجمه قرار گرفتن را در او کاهش می دهد، بلکه رویکرد هوشمندانه ای است، چون مالک می گوید: "در بیشتر رابطه ها، هر دو طرف در پویایی آن رابطه نقش دارند”.

 

اگر همسرتان تمایلی ندارد روی خواسته های معقول شما کار کند، یا به کاملا احساسات تان بی اعتنا است، می توانید از او بخواهید با شما به یک مشاور خانواده مراجعه کند، یا فکر کنید آیا این واقعا همان رابطه ای است که می خواهید داشته باشید.

   



چطور عدم تفاهم برای تربیت فرزندان رابطه زناشویی را به خطر می اندازد



تربیت فرزندان

عدم تفاهم در آموزش و تربیت کودکان یکی از موارد نزاع و کشمکش پدر و مادر است

 

عدم تفاهم در آموزش و تربیت کودکان یکی از موارد نزاع و کشمکش پدر و مادر است. در برخی موارد، تفاوت های شدید و تقابل ها حتی باعث جدایی و ترک رابطه نیز می شود. در مواردی که یک والد اثر مخربی در تربیت، سلامت جسمی و روانی کودک و آموزش او دارد و صلاحیت کافی برای سرپرستی فرزند را ندارد جدایی پس از یک دوره تنش و اختلاف و درگیری آخرین انتخاب و آغاز راه تازه ای در زندگی است.

 

اما ما در این یادداشت درباره اختلافات حاد و غیرقابل حل حرف نمی زنیم. موضوع این بحث اختلاف و نزاع در نحوه تربیت کودکان است که رابطه زناشویی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. آیا شریک زندگی تان سخت گیر است؟ آیا او نسبت به آموزش و تربیت فرزندش بی خیال است؟ آیا فرزندتان به طور کلی موضوع بحث و دعوای شماست؟

 

اگر می خواهید رابطه خوبتان را با همسرتان حفظ کنید و در عین حال راهی برای تفاهم پیدا کنید:‏

 

درباره اش حرف بزنید

بحث درباره نحوه تربیت و شیوه آموزش و راهکارهای آن موضوعی است که باید پیش از تولد و حتی پیش از شروع رابطه به آن می پرداختید. با این حال هیچ وقت برای حل مشکلات، سوءتفاهم ها و یا اختلافات دیر نیست. برای رسیدن به یک درک مشترک حرف زدن درباره دیدگاه ها و برداشت های شخصی یک ضرورت است. آنچه شما برای تربیت فرزندتان در نظر دارید به احتمال زیاد به تجربه شخصی شما از شیوه و عملکرد والدین خودتان، دانشی که در این زمینه دارید و احساساتی که به عنوان یک والد با آن درگیر هستید مربوط است. بدون شک برای همسرتان نیز همینطور است. هنگام گفتگو درباره این موضوع همواره این نکته را در نظر داشته باشید که شاید نظرتان اشتباه باشد و راهکار و روش والد دیگر بهتر باشد. یادتان باشد وقتی بحث و اختلافی وجود دارد رسیدن به یک توافق صددرصد غیرممکن است. اما همیشه حد وسطی وجود دارد که هر دو می توانید در آن نقطه بایستید.‏

 

قوانین مشترک بسازید

اگر دیدگاه شما این است که «همه چیز باید همانطور باشد که من می گویم وگرنه به مشکل برمی خوریم» در واقع همیشه باید آماده یک شکست بزرگ باشید. این رویکرد عجیب به ویژه در تربیت و آموزش باعث می شود که تعامل سالم را با دیگران از دست بدهید، دیگری را درک نکنید، یکدیگر را اشتباه بفهمید و دائما با هم دعوا کنید.‏

 

شما نمی توانید تعیین کننده همه چیز باشید چون این منصفانه نیست و از طرف دیگر اگر شریک زندگی تان با آن موافق نباشد بالاخره این قوانین یک طرفه زیرپا گذاشته می شوند. اگر واقعاً دغدغه تربیت فرزندتان را دارید و در عین حال نیاز به همراهی و کمک همسرتان دارید باید در تدوین قواعد تربیتی از مشارکت والد دیگر هم استفاده کنید. این قواعد و اصول در تربیت فرزند چیزهای بسیار ساده ای هستند اما تفاهم بر سر آنها در یک تربیت صحیح و احساس رضایت کلی شما نقش مهمی دارد. برای شروع از قوانین بسیار ساده استفاده کنید؛ در مورد ساعت خواب کودک، بازی کردن، نوشتن تکالیف و تغذیه کودک به توافق برسید و قوانین را وضع کنید. به مرور زمان می توانید درباره مسائل مهم تر تربیت فرزند نیز با همدلی و همکاری بیشتری به توافق برسید.‏

 

نتیجه خوب و بد را بپذیرید

برای درک این مسأله که چقدر داشتن توافقات اولیه برای تربیت فرزندتان مهم است باید به این نکته توجه کنید که نقض این توافقات که بر اساس مجموعه ای از قواعد ساخته می شوند می تواند تبعاتی داشته باشد که هم در رابطه شما تأثیر دارد و هم می تواند قدم اشتباهی در زندگی فرزندتان باشد. اگر شما یا همسرتان نمی خواهید به این توافق برسید باید تبعات آن را بپذیرید. اگر شیوه تربیت شما با هم کاملا متفاوت باشد تنش های شما بسیار بیشتر خواهد بود. بعضی از والدین سهل گیرند و وقتی اشتباهی برای فرزندشان رخ می هد فقط خود کودک را مسئول آن می دانند. اما برای بسیاری از والدین اینطور نیست. اشتباه فرزند می تواند نتیجه عملکرد والدین باشد.‏

 

تربیت فرزندان در خانواده

اشتباه فرزند می تواند نتیجه عملکرد والدین باشد

 

به نفع فرزندتان حرکت کنید

همه اختلاف و تنشی که وجود دارد برای تربیت بهتر فرزند است در غیر این صورت اصلاً نیازی نیست وارد این نزاع شوید. اگر مسأله شما تربیت درست فرزندتان است کاری را بکنید که واقعاً به نفع اوست. البته هر والدی در این میان گمان می کند راهی که می رود در جهت خیر و صلاح فرزند است. واقعیت این است که شناخت خیر دیگران به ویژه خیر فرزند کار چندان ساده ای نیست. زیرا ممکن است آنچه یک والد به عنوان خیر فرزند در نظر می گیرد بر اساس یک باور یا تجربه شخصی اشتباه شکل گرفته باشد. در این موارد به جای ثابت کردن این که راه و شیوه شما بهتر است و به خیر فرزندتان نزدیک تر است و فقط برای اینکه به یک توافق مشترک برسید تا نزاع کمتری با هم داشته باشید از یک کارشناس و یک شخص آگاه سوم کمک بگیرید. آیا نمی توانید به توافق برسید که چه باید بکنید؟ ازیک کارشناس بپرسید چه چیزی برای فرزندتان بهتر است، راه کدام تان درست است و بهترین روش چیست و همان را به عنوان گزینه بهتر در پیش بگیرید.‏

 

‏پشت پرده بجنگید

در شرایطی که والد رفتار خشونت آمیز و ناهنجاری علیه فرزندتان ندارد بهتر است پشت پرده درباره عدم توافق و تفاهم حرف بزنید. هر تصمیمی که مربوط به بچه هاست و خود آن ها هیچ نقش مستقیمی در تصمیم گیری ندارند نباید با حضور آنها انجام شود. فرزندتان لازم نیست بداند که شما در مورد نحوه تربیت او با هم اختلاف نظر دارید زیرا این می تواند ابزاری به دست او علیه شما و همسرتان باشد.‏

 

همیشه طوری رفتار کنید که او، والدینش را همراه و هم عقیده بداند. در برابر فرزندتان با هم مخالفت نکنید و خود را هم عقیده نشان بدهید. همیشه وقت دارید بحث ها و اختلاف نظرها را پشت پرده و در یک تعامل دونفره مطرح کنید و راه حلی برایش پیدا کنید.‏

 

انعطاف پذیر باشید

روش شما در تربیت و آموزش نیاز به انعطاف پذیری دارد. در دوره های مختلف و با توجه به شرایط متفاوتی که وجود دارد شما نیاز به بازنگری به روش ها و اهداف خود در تربیت فرزندتان دارید. بنابراین بسیار ضروری است که هرچقدر هم به روش خودتان اعتقاد دارید در برابر آن انعطاف پذیر باشید. به فکر و نظر همسرتان فکر کنید. همیشه این احتمال وجود دارد که اشتباه کنید. شریک زندگی تان هم ممکن است تغییر کند. با انعطاف پذیری و کمی هم تحمل نظر مخالف می توانید بیشتر به نفع فرزندتان حرکت کنید.‏

 

شانس دوباره بدهید

هرکسی ممکن است اشتباه کند. شاید روش همسرتان در یک یا چند مسأله تربیتی اشتباه بوده باشد. او ممکن است در یک موقعیت خاص بد رفتار کرده باشد. اگر واقعاً می خواهید مشکلی را حل کنید به شریک زندگی تان این فرصت را بدهید تا زمانی که متوجه اشتباهش شد آن را اصلاح کند. یک یا چند اشتباه را تعمیم ندهید. مسائل شخصی و مشکلات رابطه خود را وارد این موضوع نکنید و به خودتان یادآوری کنید که او یک همراه و یک والد است نه یک دشمن یا غریبه! والدین گاهی فراموش می کنند که بنیان یک خانواده را شکل داده اند و هر دو حق اظهار نظر، تصمیم گیری، هدایت و تربیت فرزندشان را دارند. با ایجاد تنش در رابطه خود یک الگوی اشتباه برای فرزندتان نباشید. هرچقدر بیشتر ببخشید و انعطاف پذیر باشید موفق تر خواهید بود. برای حل مشکلی که وجود دارد به خواندن یک یا چند یادداشت مشابه اکتفا نکنید. بیشتر مطالعه کنید و اگر لازم است از کمک های تخصصی تر بهره بگیرید.

 

   



قهر و آشتی چقدر برایمان آب می خورد؟


یکی از سنگین ترین هزینه هایی که به اقتصاد خانواده تحمیل می شود، هزینه قهر است‎

 

یکی از سنگین ترین هزینه هایی که به اقتصاد خانواده تحمیل می شود، هزینه قهر است. حتی ممکن است این هزینه چنان سرسام آور شود که به نابودی آینده مالی خانواده بینجامد. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم کسب مهارت کنترل خشم و مهارت حل مسئله، سودآورترین واکنش زنان در هنگام خستگی، ناراحتی و نداشتن کنترل روی شرایط، حضور در جمع دوستان و نزدیکان و برقرار نمودن ارتباط کلامی و بین فردی است. واکنش مردان اما کاملا متفاوت است. مردان سعی می کنند با فاصله گرفتن از جمع و پرهیز از هم کلامی با دیگران، مجددا کنترل اوضاع را به دست گیرند. عدم شناخت این تفاوت بنیادی و نداشتن مهارت حل مسئله موجب می شود که هر یک از طرفین با نادیده گرفتن شرایط روحی و مکانیسم های دفاعی طرف مقابل، وضعیت موجود را هر چه وخیم تر نماید.

 

مردان که برای کنترل خشم و اضطراب ترجیح می دهند با کسی صحبت نکنند و در خود فرو می روند، به دلیل نداشتن مهارت های لازم، تصور مشابهی از وضعیت روحی شریک زندگی خود دارند و در مواقع ناراحتی، ارتباط کلامی مورد نیاز زنان را با آنان برقرار نمی کنند.

 

زنان فاقد مهارت حل مسئله نیز سعی می کنند با روش خود به برطرف کردن ناراحتی همسرشان بپردازند که همان افزایش ارتباط کلامی است و همان طور که در بالا گفته شد این کال خلاف خواسته مرد خواهد بود. اگرچه در نهایت، کدورت و دلخوری مرتفع شده و قهر به آشتی منجر می شود ولی به دلیل حل نشدن مشکل، در دفعات بعدی، این رفتارها تشدید می گردد.

 

تاثیرات قهر و آشتی با زندگی مشترک

هزینه قهر ممکن است چنان سرسام آور شود که به نابودی آینده مالی خانواده بینجامد‎

 

یکی دیگر از رفتارهای زنان در زمان ناراحتی، خرید است که به طور موقت شرایط روحی آنها را بهبود می بخشد. در واقع، اعتماد به نفس و احساس امنیتی را که می بایست از راه تعاملات کلامی با همسرش به دست آورد، موقتا با انجام خریدهای غیرضروری و بی مورد به دست می آورد.

 

این رفتار اعتیادگونه، ممکن است از خرید اجناس و کالاهای کوچک و بی اهمیت، به صرف هزینه های هنگفت بابت تغییر مبلمان و دکوراسیون و لباس های گرانقیمت بینجامد و دور باطل زوال اقتصادی و مشکلات خانوادگی از این نقطه آغاز می گردد. بار مالی خریدهای بی مورد خانم، باعث ایجاد درگیری های جدید می شود و این درگیری ها به نوبه خود میزان اعتیاد به خرید را افزایش می دهد.

 

همان گونه که پیش تر گفتیم، شکل مواجهه با مشکلات و بحران های روحی و روش های برون رفت از آن، در مردان به کلی متفاوت است. آقایان در هنگام سرخوردگی و در صورت نداشتن مهارت های کنترل خشم و حل مسئله، ممکن است به روابط خارج از زناشویی و اعتیاد روی بیاورند که هر دو، آثار اقتصادی فاجعه باری بر زندگی مشترک خواهند داشت.

 

صرف نظر از پیامدهای ناگوار روحی و جسمی، این رفتارها بار مالی سنگینی بر دوش خانواده قرار می دهد. ضمن آن که با تغییر اولویت های مرد و کاهش تمرکز و حجم فعالیت مولد وی، همچنین نادیده گرفتن فرصت های اقتصادی پیش رو، از میزان درآمد وی نیز کاسته خواهد شد.

 

پس مراقب باشید، ممکن است مذاکره با همسرتان و یا بررسی و برآورده نمودن نیازهای روحی وی، به لحاظ مالی از تمام مذاکرات و تعاملات حرفه های تان ارزشمندتر باشد. البته همان طور که برای تقویت مهارت در مذاکرات تجاری و شناخت بازار، به مطالعه و شرکت در دوره های مختلف اقدام می کنید، لازم است برای کسب مهارت های کنترل خشم، حل مسئله و مهارت های ارتباطی در زندگی شخصی نیز وقت و انرژی لازم را صرف نمایید.

 

   


طلاق و دلایل متعدد آن

دوشنبه 22 آبان 1396 نویسنده: زهره رادیو اف تی پی |


طلاق و دلایل متعدد آن


طلاق


وقتی همه چیز به بن بست رسید و دیگر راهی برای ادامه وجود نداشت باید به طلاق فكر كرد‎

 

«ما زندگی مان را با عشق شروع کردیم؛ پس چرا به اینجا رسیدیم؟» این سوال بیشتر افرادی است که در راهروهای دادسرا یا دفاتر ثبت طلاق سرگردانند؛ در حالی که چندی پیش با شوق فراوان به دنبال کارهای عروسی شان بودند، امروز دیگر نمی خواهند به این زندگی ادامه دهند. حال چرا این اتفاق رخ می دهد؟

 

طبق آخرین آمار در سال 92 در کشور ما تعداد 757 هزار و 197 ازدواج در دفاتر ازدواج به ثبت رسید که این رقم در مقایسه با سال گذشته 4.4 درصد کاهش داشته است؛ همچنین در همان سال 158 هزار و 753 مورد طلاق در دفاتر کشور ثبت شد که در مقایسه با سال قبل 4.6 درصد افزایش داشت.

 

 اما سوال اینجاست که چه شده است که در کشور ما علی رغم تبلیغات فراوان و تشویق جوان ها به ازدواج می بینیم تعداد ازدواج ها کاهش و تعداد طلاق ها افزایش یافته است. به ندرت پیش می آید كه ازدواج یك شبه نابود شود.

 

در بیشتر مواقع این فرآیند به تدریج و در طول زمان اتفاق می افتد؛ بنابراین وقتی مشكلی بین شما و همسرتان پیش می آیدبهترین كار این است كه قبل از وخیم شدن اوضاع نسبت به موضوع واكنش نشان دهید. این بحران را حل و فصل كنید. می توانید با یكدیگر حرف بزنید و برای مشكل تان راه حلی بیابید و با كمك مشاور روی خودتان كار كنید.

 

طلاق به ذات اتفاق ناخوشایندی است اما وقتی همه چیز به بن بست رسید و دیگر راهی برای ادامه وجود نداشت باید به طلاق فكر كرد؛ اما طلاقی كه كمترین آسیب را داشته باشد

طلاق دلایل متعددی دارد که مهم ترین آن ها از این قرار است:

 

- عده ای ازدواج می کنند چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلات شان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند. این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج می کنند و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمی کنند؛ بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود می شوند و نمی توانند با او ادامه دهند.

 

-دلیل دیگر، از بین رفتن شور و حال همسر است. وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد می شود و حتی کار به طلاق می کشد.

 

 - برخی هم به دلیل ادا نکردن مسئولیت های ازدواج و وظایف همسری به طلاق می رسند. - در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها، به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند. - برخی دیگر از طلاق ها به دلیل بی وفایی یکی از طرفین صورت می گیرد.

 

- برخی پرخاش فیزیکی زیادی دارند. و در رابطه دیگران را مورد خشونت قرار می دهند. عده ای مورد خشونت قرار گرفتن را عامل طلاق می دانند.

 

- عده ای از افراد ازدواج می کنند تا نیازهای مالی شان را برطرف کنند، به خاطر سوءاستفاده مالی که سالها از آنها شده است، طلاق می گیرند.

 

 - اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند. کسی که در حد اعتیاد این مواد را مصرف می کند، برای رابطه مناسب نیست.

 

ممکن است این افراد در اوج مصرف با شما خوب و احساسی رفتار کنند، اما به اصطلاح وقت خماری شما روی دیگر سکه را خواهید دید. به این فکر هم نباشید که رابطه می تواند آن ها را نجات دهد.

 

 - فساد اخلاقی یک یا هر دو طرف؛ چون ازدواج یک گره را از هم باز می کند.

 

علل طلاق

به باور برخی طلاق هم خوب است و هم بد‎

 

 چه زمانی به دادخواست طلاق فکر کنیم؟ 

زمانی زوجین نباید زندگی مشترک شان را ادامه بدهند که عوامل مفسده در زندگی بیش از حد باشند و ادامه این زندگی برای آن ها خطر و ضرری به دنبال داشته باشد. اما رسیدن به این نتیجه چیزی نیست که دو طرف به سادگی بتوانند به آن برسند. اینکه آیا ادامه این زندگی برای یک یا هر دو نفر خطرناک است یا نه، نیاز به مشاوره و دریافت راهنمایی از متخصصان و حتی بزرگان فامیل و والدین زوجین دارد.

 

- گاهی یکی از زوجین منبع درآمد درستی ندارد؛ مثلا دزد است یا منبع درآمد درستی ندارد و به هیچ وجه حاضر به ترک این کار نیست.

 

گاهی ادامه زندگی برای فرزندان خطرناک است اما اینکه یکی از همسران خیلی زود از کوره در می رود و عصبانی می شود و یا اینکه بیماری خاصی دارد، از جمله مسائلی هستند که تنها با مشاوره های تخصصی می توان در مورد آن به نتیجه قطعی رسید. به طور کلی زمانی به زوجین پیشنهاد طلاق داده می شود که ضرر با هم نبودنشان، کمتر از با هم بودنشان باشد.

 

طلاق خوب و بد

به باور برخی طلاق هم خوب است و هم بد. هر چند طلاق به ذات اتفاق ناخوشایندی است اما وقتی همه چیز به بن بست رسید و دیگر راهی برای ادامه وجود نداشت باید به طلاق فكر كرد؛ اما طلاقی كه كمترین آسیب را داشته باشد. اما گاهی برخی طلاق ها مثل آنچه در خبرها خواندیم هزینه و آسیب های زیادی دارد و هولناك است. حالا سوال اینجاست كه چه باید كرد كه سرنوشت هولناك این زوج برای سایرین تكرار نشود؟

 

چنین افرادی اگر تحت آموزش های لازم قرار بگیرند هیچ وقت دست به چنین اقدامات هولناكی نمی زنند یا دست كم احتمال وقوع آن كمتر می شود. حال که شما مجبور شده اید، بین ماندن و رفتن، جدایی را انتخاب کنید و این فکرها مدام در سرتان می چرخد: «آیا قرار زندگی همین بود که تلاش کنم و زندگی را به جایی برسانم و بعد طلاق بگیرم و همه چیز تمام شود؟»، یادتان باشد اینجا نقطه پایان زندگی نیست. در مقاله بعد راهکارهایی را ارائه می دهیم تا بعد از طلاق بتوانید این درد را تحمل کنید و زندگی معنایش را از دست ندهد.

 

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :